تبلیغات

پشتیبانی

♥M♥ باشگاه معجزه آسا ♥M♥ - پست پیشنهادی (پیشنهاد شده توسط پرنیان) :ماجرای هاگماث قسمت اول

پست پیشنهادی (پیشنهاد شده توسط پرنیان) :ماجرای هاگماث قسمت اول

دوشنبه 13 شهریور 1396 12:04 ب.ظ

نویسنده : Hasti

این ماجرا ماجرا ی خیلی قشنگیه ولی خیلی درد ناکه .
این ماجرا به ما نشون میده که طمع و خود خواهی یک نفر چه بلایی سر بقیه و خودش میاره همچنین نشون میده این خود خواهی چه بلایی سر پیهن و باتل فلای اورد
این ماجرا از ازمانی شروع شد که ترتل ( استاد فو ) تصمیم گرفت میراکلسارو بین مردم بخش کنه یعنی روز اول مدرسه ها

توی یک خونه ی معمولی و ساده یک دختر در اوج سکوت سرشو از زیر پتو بیرون میاره در حین لحظه سکوت شکسته میشه
- زیارا عزیزم پاشو مدرست دیر میشه
زیارا همین طور با قیافه خواب آلود پا میشه و آروم میگه : ساعت هشت صبح اونم توی روز اول مدرسه هم باید ضد حال بخوریم . داشتم خواب میدیدم که دارم با یک موجود کوچولوی آبی که خیلی هم شبیه طاووس بود حرف میزدم.
و شروع کرد به مالیدن چشماش .
بعد از چند ثانیه مامانش دوباره زیارا دو بار صدا زد: عزیزم زیارا زیارا
همون موق یک صدای بلند گفت:وایسا ببینم روز اول مدرسه وای بدبخت شدم!!!! الان مامان!
و زیارا با کله از پله ها او مد پایین و نشست سرمیز و یک نون تست برداشت و مربا مالید روش
مامانشم به اون گفت:چی شده عزیزم خیلی عجله داری
زیارا: اخه مامان نمی فهمید داره مدرسم دیر میشه
مامانشم با آرامش جواب داد: آروم باش عزیزم دو دقیقه دیر تر برسی هیچ اتفاقی نمیوفته
یکهو برق از سر مامان زیارا پرید و گفت: وای زیارا بگیرش الان کل خونه مربایی میشه
زیارا به نونش نگاه کرد دید از بس سرگرم حرف زدن با مامانش شده بود که نفهمید چقدر مربا روی نون ریخته العان هم نزدیکه نونه سوراخ بشه
زیاره اومد ته نون رو بگیزه که یک هو بووووووووم!!!!!
ته نون یک سوراخ گنده شد و کل فرش رو به مربا کشید
بعدشم مامانش یک دسمال برداشت وگفت: اصلاً ایرادی نداره پاک میشه . راستی امروز بیستمه باید به کمک بابات کل فرشارو بشوریم اینم روشون میشوریم
زیاراهم زد تو پیشونیش و گفت: من فقط یک آدم دست و پاچلفتی و احمقم عمراً کسی باهام دوست بشه مثل سالای قبلی
بعدش مادرش با یک لحن دلداری دهنده گفت :این رو نگو تو خیلی دختر خوبی هستی. زیارا مگه مدرست دیر نشده بود ؟

دوستان من اینو از پرنیان جون گرفتم اگر دوست داشتین بگین ازش قسمت دوم رو هم بگیرم



دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 13 شهریور 1396 12:14 ب.ظ